Menu

A+ A A-

درین میخانہ ای ساقی ندارم محرمی دیگر


درین میخانہ ای ساقی ندارم محرمی دیگر
کہ من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر
دمی این پیکر فرسودہ را سازی کف خاکی
فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر
بیار آن دولت بیدار و آن جام جہان بین را
عجم را دادہ ئی ہنگامہ
ٔ بزم جمی دیگر